آیا ایرانیها پرمصرفاند؟
در سالهای اخیر، شاهد تصویری ثابت و پرتکرار از شهروند ایرانی در رسانهها و گفتوگوهای روزمره هستیم؛ مردمی بهشدت پرمصرف و اسرافگر. اما در پلتفرمهای دادهمحوری چون آمارفکت، پیش از پذیرش هر برچسبی، به دادههای خام، مستند و بیطرف رجوع میکنیم تا این ادعاها راستیآزمایی شود. اگر واقعیتِ پنهان در اعداد، با این تصویر همخوانی نداشته باشد چه؟ بیایید روایت مصرف در ایران را در دو حوزهی پرچالش پلاستیک و انرژی، به دور از سوگیریهای رایج مرور کنیم.
پلاستیک یکبارمصرف، بیش از یک بار، مصرف میشود
نگاهی به خریدهای روزمره بیندازید. در ابتدا، آمارها چهرهای نگرانکننده از رفتار جامعه نشان میدهند. در میان حدود ۲۲ میلیون خانوار ایرانی، ۸۶ درصد بهطور مستمر از کیسهفریزر و نزدیک به ۷۸ درصد از کیسهزباله استفاده میکنند. خروجی این وابستگی، تولید هفتگی ۲۱۳ هزار تن پسماند در کشور است؛ یعنی حدود ۶ کیلوگرم برای هر خانوار در یک هفته. البته این اعداد حتی شامل مصرف انبوه ظروف یکبارمصرف در مراسمها و مهمانیها نمیشود.
در نگاه اول، این دادهها تاییدکننده یک فاجعه تمامعیار زیستمحیطیاند. اما رفتار انسانی در جامعه ایران لایههای پنهانی دارد که اعداد خام از بیان آن قاصرند. بررسیهای عمیقتر نشان میدهند ۶۵ درصد از همین خانوارها، ظروف یکبارمصرف را مستقیماً دور نمیریزند. آنها این ظروف را میشویند، برای نگهداری غذا در یخچال استفاده میکنند و کیسههای پلاستیکی خرید را با دقت تا کرده تا به عنوان کیسهزباله استفاده کنند. این رفتار نشان میدهد که یک چرخه بازیافت خانگی در دل جامعه در جریان است که برچسب اسرافکار را به چالش میکشد.
میزان مصرف برق در ایران
بزرگترین اتهام در حوزه انرژی، بهویژه در مصرف برق مطرح میشود. هر سال با آغاز فصل گرما، تیترهای هشداردهندهای میشنویم؛ ادعاهایی مبنی بر اینکه سرانه مصرف برق خانگی در ایران ۶ برابر میانگین جهانی یا ۳ برابر قاره اروپاست. اما واقعیتِ ثبتشده در ترازنامههای انرژی و نهادهای معتبری مانند آژانس بینالمللی انرژی (IEA) داستان دیگری را روایت میکند.
ایران با تولید ۳۶۳ تراوات ساعت برق در سال ۲۰۲۱، دوازدهمین تولیدکننده بزرگ برق در جهان پس از کشورهایی چون چین، آمریکا و هند است. اما در بخش مصرف خانگی (که در سال ۱۳۹۶ مجموعاً به ۸۳۴۰۳ گیگاوات ساعت رسید)، سرانه مصرف هر شهروند ایرانی ۱۰۲۲ کیلووات ساعت ثبت شده است. این در حالی است که میانگین جهانی برابر با ۱۱۹۲.۸ کیلووات ساعت است. یعنی شهروند ایرانی نهتنها ۶ برابر جهان برق مصرف نمیکند، بلکه مصرف او از میانگین جهانی نیز پایینتر است! حتی در مقایسه با کشور همسایهای چون ترکیه با سرانه ۷۲۱.۴ کیلووات ساعت، اختلاف ما تنها ۱.۴۱ برابر است که با توجه به تفاوتهای جغرافیایی، منطقی به نظر میرسد.
مقایسۀ مصرف برق ایران و اروپا
وضعیت در برابر اروپا حتی جالبتر است. میانگین سرانه مصرف برق خانگی در اروپا ۲۳۵۰.۹ کیلووات ساعت است؛ یعنی بیش از دو برابر ایران. شهروندان نروژ با بیش از ۷۰۰۰، سوئد با بیش از ۴۱۰۰، و حتی ایتالیا با ۱۱۱۲ کیلووات ساعت، همگی سرانه مصرف برقی بالاتر از ایران دارند. ریشه این تفاوت در ساختار تامین انرژی است؛ در اروپا بار اصلی گرمایش بر دوش شبکه برق است، در حالی که در ایران این وظیفه به شبکه گسترده گاز طبیعی سپرده شده است.
آیا واقعا ایرانیها پرمصرفاند؟
این دادهها به معنای بهینه بودن کامل مصرف انرژی در خانههای ما نیستند. آمارها میگویند خانوارهای ایرانی در فصول سرد، ۸۱ درصد از زیربنای خانه را گرم، و در ماههای گرم ۷۵ درصد از فضا را خنک نگه میدارند. وقتی سرانه برق پایین است، چرا شبکههای تامین انرژی دچار بحران میشوند؟ پاسخ صحیح در یک مفهوم کلیدی نهفته است: شکاف بین نیاز انرژی و ناکارآمدی ساختمان. مصرف بالای انرژی در ایران یک انتخاب لوکس نیست. وقتی خانهها فاقد عایقبندی استاندارد هستند، اتلاف حرارت از درز پنجرهها رخ میدهد و تجهیزات سرمایشی و گرمایشی بهشدت فرسودهاند، خانه شبیه به یک آبکش عمل میکند که انرژی را به سرعت هدر میدهد. در چنین شرایطی، شهروند چارهای جز افزایش مصرف برای حفظ حداقل آسایش حرارتی خود ندارد.
مقایسۀ مصرف انرژی در استانهای ایران
برای درک بهتر این جبرِ ساختاری و محیطی، باید به نقشه توزیع مصرف در داخل کشور نگاه کنیم. دادههای استانی ثابت میکنند که جغرافیا سرنوشت مصرف را تعیین میکند. در استانی مانند خراسان جنوبی که کممصرفترین استان ایران است، مصرف سرانه برق تنها ۱۵۹۲ کیلووات ساعت است. تهران، بهعنوان پرجمعیتترین استان، روی عدد ۲۵۲۹ ایستاده است. اما در سوی دیگر، استان بوشهر با ۱۱۷۷۷ و در صدر آنها، استان خوزستان با مصرف خیرهکننده ۱۹۷۵۲ کیلووات ساعت قرار دارند. آیا میتوان ادعا کرد مردم خوزستان و بوشهر از مردم خراسان مسرفترند؟ قطعاً خیر. در مناطق گرمسیری، استفاده از تجهیزات پرمصرف سرمایشی در بیشتر ماههای سال یک نیاز قطعی و حیاتی برای ادامهی زندگی است، نه نشانهای از ولخرجی و مسرف بودن.
خوب است به سوالی که در ابتدا مطرح شد بازگردیم؛ آیا ایرانیها پرمصرفاند؟ اگر بخواهیم صرفاً بر اساس مشاهدات سطحی قضاوت کنیم و چشم بر روی تفاوتهای اقلیمی، دسترسی به شبکه گاز و کیفیت پایینِ زیرساختهای ساختمانی ببندیم، مقصر دانستن شهروندان آسانترین کار است اما نگاهی واقعبینانه و انسانمحور به آمارها نشان میدهد که الگوی مصرف در ایران، نتیجهی منطقیِ زندگی در یک زیستبوم خاص با زیرساختهایی است که نیاز به اصلاحات کلان دارند. شهروند ایرانی در بسیاری از موارد رفتار تطبیقیِ درستی دارد، اما در محاصرهی دیوارهایی قرار گرفته که انرژی را میبلعند و سیاستگذاریهایی که او را در انتهای زنجیرهی مصرف، تنها و مقصر رها کردهاند.
آمارهای مرتبط:
نویسنده
تیم آمارفکت
این یادداشت توسط تیم محتوای آمارفکت تهیه و منتشر شده است.
