با توجه به تحولات این روزها، یمن دیگر صرفاً یک کشور درگیر جنگ داخلی نیست؛ بلکه این کشور بهدلیل تحولات میدانی و پیشرویهای نظامی اخیر، به یکی از نقاط تعیینکننده در معادله تجارت و انرژی جهان تبدیل شده است. در کانون این تحول، تغییر موازنه جغرافیایی و تسلط نیروهای مستقر در صنعا بر مناطق حیاتی و استراتژیک قرار دارد.
مهمترین تحول: مناطق تصرفشده و وسعت آن
مهمترین بخش تحولات اخیر یمن، پیشرویهای گسترده به سمت مناطقی است که ارزش ژئواکونومیک آنها بسیار فراتر از وسعت جغرافیاییشان است. بر اساس دادههای موجود، عملیات اخیر در جنوبغرب یمن طی تنها هشت روز منجر به کنترل نیروهای صنعا بر حدود ۵۴۰۰ کیلومتر مربع از مناطق استراتژیک شد. مهمترین این مناطق عبارتند از:
استان الحدیده و ساحل غربی: تسلط بر بخش عمدهای از نوار ساحلی دریای سرخ؛
بندر راهبردی المخا و استان تعز: کنترل بخشهای وسیعی از تعز و بندر مهم المخا؛
محدوده بابالمندب: در دست گرفتن مناطق ساحلی مشرف به این تنگه حیاتی و
جزایر راهبردی: تسلط بر جزایری مانند حنیش و زقر که در نزدیکی مسیرهای اصلی کشتیرانی قرار دارند.
این پیشرویها موازنه سنتی یمن را که در آن دولت صنعا به شمال و شمالغرب محدود بود و دولت حامی عربستان جنوب و شرق را در اختیار داشت، بهطور ریشهای تغییر داد. براساس نقشه بالا نقاط قهوهای رنگ شامل مناطق الجراحی و صنعا در اختیار نیروهای انصارالله و سایر مناطق در اختیار دولت مستعفی یمن است. نقاط قرمز نیز نقاط مورد حمله را نشان میدهد. این نقشه در ۲3 شهریور ۱۴۰۵ به روز رسانی شده است.
چرا موقعیت این مناطق تا این حد حیاتی است؟
ارزش این ۵۴۰۰ کیلومتر مربع نه در مساحت، بلکه در موقعیت آن است. تنگه بابالمندب در باریکترین نقطه فقط حدود ۲۹ کیلومتر عرض دارد و مسیر دریای سرخ را به خلیج عدن و اقیانوس هند متصل میکند. این آبراه دروازه جنوبی مسیر کانال سوئز است؛ مسیری که پیش از ایجاد اختلالها، حدود ۱۲ تا ۱۵ درصد تجارت جهانی و ۲۲ درصد تجارت کانتینری دریایی دنیا را پوشش میداد. بنابراین، تسلط بر ساحل غربی و بابالمندب به نیروهای صنعا امکان میدهد تا بر یکی از پرترددترین خطوط دریایی جهان اثرگذار باشند.
پیامدهای اقتصادی و بحرانهای موازی
کنترل این مناطق، اقتصاد و انرژی جهان را با چالشهای بزرگی روبهرو کرده است:
افت شدید درآمد کانال سوئز: ناامنی در این مسیر درآمد کانال سوئز را از ۱۰.۲ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۳ به حدود ۴ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۴ رسانده ودر حدود افت ۶۱ درصدی و تعداد کشتیهای عبوری را تقریباً نصف کرده است.
افزایش سرسامآور هزینهها: کشتیهایی که مجبورند از مسیر جایگزین یعنی دماغه امید نیک در آفریقا استفاده کنند، با ۱۵ تا ۲۰ روز تأخیر، مصرف سوخت بالاتر و هزینههای گزاف بیمه و خدمه مواجه میشوند که مستقیماً بر قیمت کالاها در بازارهای جهانی تأثیر میگذارد.
بحران انرژی و تنگه هرمز: در سال ۲۰۲۶، در حالی که جریان نفت از تنگه هرمز با افت ۷۷ درصدی مواجه شده یعنی از ۲۱.۶ میلیون بشکه به ۴.۹ میلیون بشکه در روز، جریان نفت از بابالمندب ۵۰ درصد افزایش یافته و به ۸.۱ میلیون بشکه در روز رسیده است. این امر خط لوله شرق به غرب عربستان و صادرات نفت از بندر ینبع را نیز بهشدت به امنیت بابالمندب وابسته کرده است.
نتیجهگیری
امروزه وزن سیاسی و اقتصادی یمن بهدلیل تسلط بر این مناطق ساحلی بهشدت افزایش یافته است. این کشور اکنون در کانون تلاقی دو بحران بزرگ قرار دارد: بحران امنیتی دریای سرخ و بحران جریان انرژی در خلیج فارس. ترکیبی از این تحولات نشان میدهد که چرا رویدادهای یمن دیگر موضوعی داخلی نیست، بلکه بازیگری در کنترل مناطق غربی این کشور توانسته است شریانهای حیاتی تجارت و انرژی جهان را تحت تأثیر قرار دهد.
مطالب مرتبط:
نویسنده
تیم آمارفکت
این یادداشت توسط تیم محتوای آمارفکت تهیه و منتشر شده است.
