در سالهای اخیر، نظام سلامت و تأمین اجتماعی کشور با تغییر رفتار کاربران بیمه روبهرو شده است. تورم فزاینده بخش درمان از یک سو و محدود شدن توان مالی خانوارهای ایرانی از سوی دیگر، موجب شده تا مفهوم بیمه تکمیلی از یک ابزار پوششدهنده ریسک و راهی برای آسانتر کردن درمان، به مطالبهای پرچالش تبدیل شود. هنگامی که هزینههای سرسامآور دارو، تجهیزات پزشکی، جراحیها و خدمات پاراکلینیکی به سطحی نگرانکننده از قیمت میرسد، انتظار عمومی این است که بیمههای تکمیلی به عنوان کمککنندۀ خانوار عمل کنند و بار مالی بیماری را از دوش خانوادهها بردارند. اما آیا در واقعیت هم چنین است؟
پاسخ افکار عمومی به این پرسش منفی است. دادههای تازه و گستردهای که توسط آمارفکت از طریق نظرسنجی در بسترهای دیجیتال (روبیکا، بله و تلگرام) گردآوری شده، ابعاد عمیقی از شکاف میان انتظارات جامعه و کیفیت خدماتدهی شرکتهای بیمه را عیان کرده است. وقتی این دادههای میدانی را در کنار آمار رسمی مرکز آمار ایران از شاخص قیمت تولیدکننده بخش خدمات در بهار ۱۴۰۵ قرار میدهیم، تصویر کاملی از یک بحران ساختاری پدیدار میشود؛ بحرانی که نشان میدهد چرا بیمه تکمیلی در حال از دست دادن کارکرد اصلی خود است.
کجای کار میلنگد؟ واکاوی دلایل نارضایتی از منظر افکار عمومی
در نخستین پایش انجامشده توسط آمارفکت که با مشارکت بیش از ۲۶ هزار نفر از کاربران (با سهم ۵۷ درصدی روبیکا، ۲۵ درصدی بله و ۱۸ درصدی تلگرام) برگزار شد، چالشهای بنیادین بیمه تکمیلی به قضاوت مردم گذاشته شد. نتایج این نظرسنجی به روشنی نشان میدهد که ریشه بحران، در ساختار تعهدات و مدل مالی بیمهها نهفته است:
شکست در پوششدهی و تعهدات: سهم عمدهای از نارضایتیها متوجه پوشش ناکافی خدمات است. بیمهگذار در زمان عقد قرارداد، وعده پشتیبانی کامل را میدهد؛ اما در عمل، سقفهای پرداخت غیرواقعی، عدم تعهد نسبت به داروهای خاص و گرانقیمت، حذف بسیاری از خدمات تشخیصی و آزمایشگاهی، و البته سهم پرداختی بسیار بالا از جیب بیمار، بیمهشده را در مواجهه با فاکتورهای سنگین درمان تنها میگذارد. بیش از ۳۳درصد شرکتکنندگان در این نظرسنجی اذعان داشتهاند که خدمات بیمه پوشش ناکافی دارد.
دیوار بلند هزینهها و حق بیمههای سنگین: تناقض بیمهها در اینجا آشکار میشوند؛ ابزاری که قرار بود هزینههای درمان را کاهش دهد، خود به یک هزینه ثابت و سنگین در سبد خانوار تبدیل شده است. حق بیمههای بالا که همگام با تورم رشد کردهاند، توجیه اقتصادی خرید بیمه تکمیلی را برای بسیاری از اقشار کمدرآمد و اصناف از بین بردهاند. بنابراین استدلالها بیش از ۲۰درصد پاسخدهنگان به این نظرسنجی گزینۀ هزینۀ بالای بیمه را انتخاب کردهاند.
مثلث بحران در صنعت بیمه
تحلیلگران صنعت بیمه و اقتصاد سلامت بر این باورند که شرکتهای بیمهگر در یک مثلث بحرانی گرفتار شدهاند:
- تورم صعودی و کنترلنشده هزینههای درمان
- محدودیت شدید پوششهای بیمه
- بروکراسی فرسایشی و تاخیر در پرداخت خسارت
تورم بخش خدمات و سلامت در بهار ۱۴۰۵
برای درک اینکه چرا پوشش بیمهها ناکافی است و حق بیمهها گران شده، باید نگاهی به آمارهای رسمی کشور بیندازیم. گزارش مرکز آمار ایران از شاخص قیمت تولیدکننده بخش خدمات در بهار ۱۴۰۵ (بر مبنای سال پایه ۱۴۰۰)، ریشه اصلی این فشار قیمتی را آشکار میسازد:
جهش هزینهها در بخش سلامت و مددکاری اجتماعی (ضریب اهمیت ۱۰.۶٪)
- تورم فصلی نسبت به زمستان ۱۴۰۴: جهش ۲۷.۷ درصدی در طول یک فصل رخ داده است. این رقم نشاندهنده رشد ناگهانی و شدید بهای تمامشده خدمات پزشکی و درمانی در آغاز سال است.
- تورم نقطه به نقطه نسبت به بهار ۱۴۰۴: نرخ تورم نقطه به نقطه این بخش به رقم نگرانکننده ۵۲.۸ درصد رسیده است.
- تورم سالانه: میانگین تغییرات شاخص قیمت در چهار فصل منتهی به بهار ۱۴۰۵، تورم ۴۳.۳ درصدی را برای بخش سلامت ثبت کرده است.
وضعیت در بخش فعالیتهای بیمه (ضریب اهمیت ۲.۱٪)
- تورم فصلی: ۱۵.۷ درصد
- تورم نقطه به نقطه: ۳۶.۲ درصد
- تورم سالانه: ۳۱.۵ درصد
با مقایسۀ این دو آمار؛ یعنی نظرسنجی آمارفکت و گزارش مرکز آمار ایران، سرعت رشد تورم در بخش سلامت یعنی تورم نقطه به نقطۀ ۵۲.۸٪ بسیار فراتر از سرعت رشد و توان مالی بخش بیمه یعنی تورم نقطه به نقطۀ ۳۶.۲٪ است. این شکاف ۱۶ درصدی دقیقاً همان نقطهای است که شرکتهای بیمه را زمینگیر میکند. بیمهگر برای جلوگیری از زیاندهی، ناگزیر است سهم پرداخت بیمه را بالا ببرد، سقف تعهدات را محدود کند یا حق بیمه را افزایش دهد. خروجی این معادله، انتقال مستقیم فشار مالی به جیب بیمار و در نتیجه ایجاد احساس پوشش ناکافی در ۳۳ درصد از پاسخدهندگان است.
چرا جامعه با بیمه قهر میکند؟
دومین نظرسنجی آمارفکت که با جامعه آماری بیش از ۱۸ هزار نفر (۵۶٪ روبیکا، ۲۶٪ بله و ۱۷٪ تلگرام) انجام شد، موضوع حساستری را نشانه رفته است؛ علت کاهش تعداد افراد بیمهشده و ریزش مخاطبان.
ناکارآمدی ساختاری: بیش از نیمی از شرکتکنندگان یا دقیقتر ۵۲درصد آنها، دلیل اصلی ریزش بیمهشدگان را ناکارآمد بودن بیمه میدانند. هنگامی که بیمهشده احساس کند پرداختیهای ماهانه و انرژی صرفشده در بروکراسی اداری دریافت خسارت، ارزش پوشش دریافتی را ندارد، ترجیح میدهد ریسک درمان را شخصاً مدیریت کند و از خرید بیمه انصراف دهد.
عدم تمایل نسل جدید: این آمار حاوی یک هشدار استراتژیک برای صنعت بیمه است. نسل جدید سازوکار سنتی، فرمبازی، صفهای طولانی و عدم شفافیت در پرداخت خسارت را برنمیتابد. آنها خواهان خدمات دیجیتال، آنی، شفاف و شخصیسازیشده هستند. وقتی ساختار بیمه نتواند خود را با این نیاز تطبیق دهد، نسل جدید به سادگی بیمه را از سبد مصرفی خود حذف میکند. ۱۱درصد پاسخدهندگان به این نظرسنجی نظرشان این است که نسل جدید به بیمه با توجه به سازوکارهای آن تمایلی ندارد.
جمعبندی
دادههای رسمی بهار ۱۴۰۵ و پایشهای میدانی آمارفکت متفقالقول نشان میدهند که بحران بیمه تکمیلی در ایران، فراتر از یک نارضایتی ساده است؛ این بحران حاصل تورم در بخش سلامت، مدلهای سنتی بیمهگری و تغییر رفتار مصرفکننده است.
کاهش ضریب نفوذ بیمه تکمیلی را نمیتوان صرفاً به بیمیلی مردم نسبت داد. دشواری دسترسی به خدمات، هزینههای بالا و حق پرداختهای سنگین در کنار ناکارآمدی عملیاتی، زنجیره اعتماد میان بیمهگذار و بیمهشده را گسسته است.
اگر صنعت بیمه کشور میخواهد از ریزش مخاطب جلوگیری و اعتماد از دسترفته را احیا کند، ناگزیر است به سمت اقدامات زیر حرکت کند:
- دیجیتالیسازی کامل فرایندها: حذف بروکراسی کاغذی و پرداخت آنی خسارت جهت جذب نسل جدید.
- بازطراحی تعهدات و شخصیسازی بستهها: ارائه بیمهنامههای متناسب با توان مالی و نیاز واقعی هر فرد.
- شفافسازی محاسبات و تعدیل حق پرداخت بیمهها: کاهش سهم پرداختی بیماران در خدمات حیاتی و دارویی.
- واقعیسازی تعهدات بیمهای: هماهنگسازی تعهدات بیمهای با تورم واقعی بخش سلامت برای جلوگیری از خالی ماندن دست بیمهشدگان هنگام بیماری.
در غیر این صورت، با تداوم تورم سلامت و پافشاری بر مدلهای سنتی، بیمه تکمیلی بهتدریج به کالایی تشریفاتی و ناکارآمد تبدیل خواهد شد و بار اصلی هزینههای درمان، بیش از پیش بر دوش خانوارهای ایرانی سنگینی خواهد کرد.
مطالب مرتبط:
نویسنده
تیم آمارفکت
این یادداشت توسط تیم محتوای آمارفکت تهیه و منتشر شده است.
