تحلیل جامع پیامدهای بسته شدن تنگه هرمز بر بازار جهانی انرژی و تجارت کالا بر اساس گزارش آژانس بینالمللی انرژی (IEA) و آمارهای کلیدی سهم این آبراه حیاتی.
تنگه هرمز به عنوان شاهراه حیاتی انرژی و تجارت در جهان شناخته میشود. هرگونه اختلال یا بسته شدن این آبراه استراتژیک میتواند شوک عظیمی به اقتصاد جهانی و بازار انرژی وارد کند. بر اساس گزارش آژانس بینالمللی انرژی (IEA)، بخش قابل توجهی از تجارت جهانی کالاها و حاملهای انرژی وابسته به عبور از این تنگه است.
سهم تنگه هرمز از تجارت جهانی کالا و انرژی
تنگه هرمز نقشی کلیدی در زنجیره تأمین جهانی دارد. سهم عبور کالاهای اساسی و انرژی از این تنگه به شرح زیر است:
- گوگرد: ۵۰ درصد از کل تجارت جهانی گوگرد از این مسیر عبور میکند.
- کود اوره: ۳۰ درصد از تجارت جهانی این محصول وابسته به تنگه هرمز است.
- تجارت دریایی نفت: ۲۵ درصد از کل نفت ترانزیت شده از طریق دریا از این آبراه عبور میکند.
- گاز طبیعی مایع (LNG): ۲۰ درصد از سهم تجارت جهانی را به خود اختصاص داده است.
- کود آمونیاک و فسفات: ۲۰ درصد از تجارت جهانی این بخش از تنگه هرمز میگذرد.
- آلومینیوم: ۸ درصد از تجارت جهانی آلومینیوم وابسته به این مسیر است.
پیامدهای بسته شدن تنگه هرمز و اختلال در بازار انرژی
در صورت بروز جنگ یا بسته شدن تنگه هرمز، بازار جهانی انرژی با اختلالات شدیدی مواجه خواهد شد که ابعاد آن بر اساس گزارش آژانس بینالمللی انرژی به شرح زیر پیشبینی شده است:
- کاهش صادرات محصولات پالایشی: صادرات محصولات پالایشی منطقه خلیج فارس روزانه ۳.۳ میلیون بشکه کاهش مییابد.
- کاهش صادرات گاز مایع (LPG): صادرات LPG از منطقه روزانه ۱.۵ میلیون بشکه افت خواهد کرد.
- تعطیلی ظرفیت پالایشی: حدود ۳ میلیون بشکه در روز از ظرفیت پالایشی منطقه تعطیل خواهد شد.
- کاهش عرضه جهانی LNG: عرضه هفتگی گاز طبیعی مایع بیش از ۲ میلیارد مترمکعب کاهش مییابد و پیشبینی میشود عرضه LNG تا سال ۲۰۳۰ با افت ۱۴۰ میلیارد مترمکعبی مواجه شود.
- آزادسازی اضطراری انرژی: برای جبران این اختلال، نیاز به آزادسازی گسترده ذخایر استراتژیک انرژی خواهد بود.
- محدودیت خطوط لوله جایگزین: ظرفیت خطوط لوله جایگزین در عربستان و امارات تنها بین ۳.۵ تا ۵.۵ میلیون بشکه در روز است که نمیتواند تمام حجم عبوری از تنگه هرمز را پوشش دهد.
جمعبندی
آمارهای آژانس بینالمللی انرژی نشان میدهد که تنگه هرمز جایگزین واقعی در کوتاهمدت ندارد. ظرفیت خطوط لوله جایگزین کشورهای منطقه توانایی جبران حجم عظیم نفت و گاز عبوری از این تنگه را نداشته و بسته شدن آن بحران بیسابقهای در تأمین انرژی و زنجیره تولید محصولات کشاورزی و صنعتی جهان ایجاد خواهد کرد.
